ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۵۲۱۴

از انتخابات اسرائیل تا انتخابات میان‌ دوره‌ای آمریکا، پارادایم جنگ پس از انتخابات میان ‌دوره‌ای

از انتخابات اسرائیل تا انتخابات میان‌ دوره‌ای آمریکا، پارادایم جنگ پس از انتخابات میان ‌دوره‌ای

انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در پاییز ۲۰۲۶ با دو ساعت انتخاباتی متفاوت را در یک لحظه تاریخی به هم گره زده‌اند که در آن پیروزی انتخاباتی و توانایی حکمرانی به طور سیستماتیک از هم جدا شده‌اند.

مقدمه:

دو ساعت متفاوت انتخاباتی در یک میدان جنگ:

انتخابات سراسری اسرائیل در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ در فاصله کمتر از یک هفته از یکدیگر برگزار می‌شوند. این نزدیکی زمانی تصادفی نیست  بلکه دو تقویم انتخاباتی را به هم گره زده است که در جهت های مخالفی حرکت می‌کنند و میدان جنگ خاورمیانه را به میدان جنگ داخلی دو کشور تبدیل کرده‌اند. پارادوکس اصلی اینجاست که جنگ ترامپ علیه ایران در ذات خود محصول مغابله با آمریکای انتخاباتی بر آمریکای حکمرانی است و همان جنگ اکنون در حال خورده شدن چشم‌انداز انتخاباتی جمهوری‌خواهان است. همزمان مخالفت نتانیاهو با طرح صلح غزه ترامپ نشان می‌دهد که ساعت انتخاباتی اسرائیل و ساعت انتخابات میان‌ دوره‌ای آمریکا به برخوردی آشتی ‌ناپذیر رسیده‌اند.

ایالات متحده: جنگیدن برای انتخابات و شکست خوردن از جنگ:

استدلال تصمیم ترامپ برای حمله نظامی به ایران ریشه در جغرافیای خاورمیانه ندارد بلکه در تنگنای انتخاباتی واشنگتن مخفی شده است. وقتی اقتصاد و هزینه‌های زندگی به آسیب‌ پذیرترین نقطه ضعف جمهوری‌ خواهان تبدیل شده است، سیاست خارجی و امور نظامی به یکی از معدود حوزه‌هایی جایگزین می‌شود که رئیس‌جمهور در اختیار دارد و می‌تواند به سرعت توهم پیروزی بسازد. مشکل اینجاست که این جنگ به شکلی که ترامپ پیش‌بینی نمی‌کرد در حال فروپاشی پایگاه انتخاباتی اوست.

 اسرائیل: ساعت انتخاباتی اورشلیم، ساعت صلح را وتو می‌کند:

نتانیاهو کمتر از دو ماه پیش از انتخابات سراسری اسرائیل در ۲۷ اکتبر صراحتاً طرح صلح غزه ترامپ را رد کرد. و بیانیه او تا زمانی که حماس نابود نشود، در واقع یک پیام دوگانه به واشنگتن بود: اول اینکه هیچ طرح صلحی که شامل عقب ‌نشینی اسرائیل از غزه یا پذیرش نقش سیاسی برای تشکیلات خودگردان فلسطین باشد نمی‌تواند در آستانه انتخابات از کابینه راست‌گرای سکولار در اسرائیل عبور کند و دوم اینکه نتانیاهو نیاز دارد که در جنگ فعال بماند تا پایگاه راست‌گرای افراطی خود را حفظ کند.

نظرسنجی‌های اسرائیل نشان می‌دهد که اردوگاه مخالفان نتانیاهو به رهبری آیزنکوت، بنت و لیبرمن با حدود ۵۴ کرسی از اردوگاه نتانیاهو با حدود ۵۰ کرسی پیشی گرفته است اما هیچ ‌یک به آستانه ۶۱ کرسی نرسیده‌اند. این بدان معناست که نتانیاهو ممکن است سقوط کند اما راست‌گرایان به عنوان یک بلوک سیاسی مسلط باقی خواهند ماند. خود اردوگاه مخالفان نیز بر سرنامزد مشترک نخست‌وزیری دچار اختلاف هستند و آیزنکوت می‌خواهد قبل از انتخابات تصمیم‌گیری گرفته شود ولی بنت و لیبرمن ترجیح می‌دهند بعد از انتخابات.

نتیجه اجتناب‌ناپذیر این ساختار آن است که نتانیاهو تا ۲۷ اکتبر به هیچ توافق آتش‌بسی که به عنوان عقب‌نشینی تفسیر شود تن نداده و نخواهد داد حتی اگر این توافق مورد خواست ترامپ باشد. اولویت انتخاباتی نتانیاهو بر اولویت انتخاباتی ترامپ تقدم دارد زیرا نتانیاهو با رأی‌دهندگان اسرائیلی روبروست که امنیت را اولویت اول می‌دانند و نه رأی‌دهندگان آمریکایی که تورم را اولویت اول می‌دانند.

پارادایم جنگ پس از انتخابات توقف اجباری به عنوان راه‌ حل:

پس از ۳ نوامبر صرف ‌نظر از اینکه چه کسی کنترل کنگره را در دست بگیرد و پارادایم جنگ دستخوش تغییر ساختاری خواهد شد.

سه سناریو قابل تصور است:

1- سناریوی اول: پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان: دموکرات‌ها کنترل کیف پول را در دست می‌گیرند و بودجه جنگ را محدود می‌کنند. ترامپ مجبور می‌شود برای جلوگیری از تعطیلی دولت خود به سمت مذاکره با ایران حرکت کند. این سناریو برای نتانیاهو بدترین حالت است زیرا زمان‌بندی انتخابات اسرائیل با تشکیل کابینه جدید آمریکا همزمان می‌شود و فشار برای آتش‌بس دوچندان می‌شود.

2- سناریوی دوم: حفظ جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس: ترامپ با پیروزی محدود جسورتر می‌شود و ممکن است فشار نظامی بر ایران را شدید تر کند. اما ایران نیز در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ آمریکا قرار می‌گیرد و ممکن است استراتژی راهبردی را در پیش بگیرد. در این حالت اسرائیل ممکن است به عنوان عامل نیابتی آمریکا برای تشدید فشار عمل کند اما نتانیاهو یا جانشین او با کابینه‌ای شکننده روبرو خواهد بود.

3- سناریوی سوم: بن‌بست کامل انتخاباتی در اسرائیل انتخابات مجدد: اگر پس از ۲۷ اکتبر هیچ‌کس نتواند کابینه تشکیل دهد اسرائیل به سمت انتخابات مجدد در بهار ۲۰۲۷ حرکت می‌کند. در این حالت کل سال ۲۰۲۷ به یک سال انتخاباتی دائمی در اسرائیل تبدیل می‌شود و هیچ دولتی جرأت نمی‌کند توافق صلح پایدار با فلسطینی‌ها یا ایران امضا کند. این سناریو به نفع ایران است زیرا زمان به نفع محور مقاومت عمل می‌کند.

نتیجه‌گیری:

انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در پاییز ۲۰۲۶ با دو ساعت انتخاباتی متفاوت را در یک لحظه تاریخی به هم گره زده‌اند که در آن پیروزی انتخاباتی و توانایی حکمرانی به طور سیستماتیک از هم جدا شده‌اند. ترامپ برای پیروزی در انتخابات به جنگ نیاز داشت اما جنگ در حال تبدیل شدن به عامل شکست اوست. نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات به ادامه جنگ نیاز دارد اما ادامه جنگ در حال فرسایش مشروعیت بین‌المللی اسرائیل و اقتصاد آن است. پارادایم جنگ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای پارادایم توقف اجباری است و نه صلح و نه تشدید بلکه مدیریت یک بن‌بست ساختاری که در آن هیچ طرفی توانایی پیروزی قاطع و هیچ طرفی توانایی عقب‌نشینی آبرومندانه را ندارد. ایران با درک این بن‌بست استراتژی صبر راهبردی را در پیش گرفته است. اسرائیل با درک این بن‌بست به سمت انتخابات مجدد می‌رود. آمریکا با درک این بن‌بست به سمت تقسیم قدرت بازمی‌گردد. و در این میان آنچه قربانی می‌شود، نه تنها ثبات خاورمیانه است بلکه مشروعیت خود دموکراسی به عنوان مکانیسم حل مسئله است.

نویسنده : ایمان مالی
ارسال نظرات
خط داغ